آخرین اخبار

15. تير 1395 - 10:10   |   کد مطلب: 293920
طاق نیوز: یک کارشناس فرهنگی گفت: حوزه فرهنگ و هنر نیازمند تغییرات ساختاری و بنیادی است و تغییر مدیران راه حل پویایی فرهنگ و هنر نیست.

به گزارش طاق نیوز، زهره صادق خانی در یادداشت خود نوشت: سالهاست که می گذرد و دغدغه های مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ و هنر همچنان در سطح سازمان های رسمی و متولی امر فرهنگ در بخش های مختلف هنوز ادامه دارد و چندان این دغدغه ها به صورت جدی دنبال نمی شود و تذکرات مکرر ایشان مصداق این موضوع است.

 دغدغه هایی که شاید بهتر است از آن به عناوینی چون گفتمان ، راهبرد ، ایده های ناب ، نظریه و هر چه که خواهی نمام بگذاری.

 به نظر می رسد فرهنگ و هنر دغدغه مدیران ارشد کشور نبوده و نیست و این را می شود در مصاحبه ها و سخنرانی های آنها به صورت روشن و شفاف دید.

وقتی حوزه فرهنگ و هنر دغدغه و اولویت مدیریت کلان کشور (شورای عالی انقلاب فرهنگی ، مجلس و...) نیست چطور انتظار باید داشت که مدیران فرهنگی ما با کار و تلاش صد چندان کار کنند. مگر می شود با دوات بدون جوهر چیزی را نوشت؟!

 واقعیت این است که حوزه فرهنگ و هنر بیش از آنکه نیازمند تغییر در حوزه مدیریتی باشد بیشتر نیازمند تغییر در حوزه ساختارها است و الا هر آدم اهل علمی هم می داند در چند ماهی که به پایان کار دولت یازدهم مانده تغییر مدیران آن در حوزه دیربازدهی چون فرهنگ دردی از حوزه فرهنگ و هنر درمان نمی کند بلکه با توجه به اهمیت برنامه ریزی بلندمدت در حوزه فرهنگی و هنر ، این حوزه را با چالش مواجه می کند.

 مشکل عمده حوزه فرهنگ و هنر در سطح کلان کشور را باید در چند چیز دانست : نخست آنکه این حوزه فاقد متولی مشخصی است، دوم آنکه سیاست گذاری مشخصی در حوزه فرهنگ و هنر صورت نگرفته است و به عبارتی مهندسی فرهنگی به طور کامل نادیده گرفته شده است، عدم بکارگیری نیروهای متخصص در حوزه فرهنگ و هنر، فقدان اختصاص بودجه مناسب به مدیران فرهنگی برای فعالیت های فرهنگی هنری،  فقدان سیاست گذاری که زمینه را برای اعمال نظرات شخصند برابر می کند، عدم توجه به نیروهای ارزشمند و توانا و مستعد در درون دستگاه های فرهنگی، جزیره ای عمل کردن دستگاههای فرهنگی، عدم حمایت از هنرمندان ارزشی و انقلابی و فقدان خط مشی در این حوزه، فقدان توجه به حوزه فرهنگ عمومی، عدم تعیین حدود نقش و وظایف دستگاههای فرهنگی هنری و سهم آنها در روند فرهنگی کشور براساس نقشه مهندسی فرهنگی کشور و ...

لذا نباید انتظارات از دستگاهها در یک سطح باشد، و همه مشکلات فرهنگی جامعه را متوجه یک دستگاه خاص نمود، مسئله فرهنگ در کشور ما متاسفانه به اندازه ای سهام دار دارد که هر یک این سهام داران بسته به میزان توان مالیشان باید از آنها انتظار داشت.

 نمی شود در امر فرهنگ فقط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را مقصر دانست یا تنها به صدا و سیما اشاره کرد. چرا که در جامعه ما نهادهایی دیگری هستند که در حوزه فرهنگ نقش اساسی دارند که به علت اینکه نقش اصلی خود را ایفا نمی کنند در مقاطع بالاتر سنی افراد دیگر نمی شود کاری کرد.

مثلا نهاد آموزش و پرورش امروزه به عنوان نهاد اصلی انتقال ارزشهای فرهنگی به نسل جوان می دانند اما این نهاد به طور کلی این رسالت را به انجام نرسانده و به عبارتی این نهاد در امر جامعه پذیری جوانان و نوجوانان دچار کژکارکردی شده است. لذا نباید انتظار داشت افراد در مراحل سنین بالاترتحت تاثیر فعالیت های فرهنگی و هنرمندان قرار گیرند. و ...

این  موارد حداقل موارد از بی شمار کژکارکردهای ساختار فرهنگی کشور است که شاید یک مورد از آن بحث مدیریت است لذا تا زمانی که این حوزه ها و  موارد اصلاح نشود نمی توان انتظار داشت افراد زمینه پویایی فرهنگ و هنر را فراهم نمایند.

دیدگاه شما